خــودمــم نــمــیــدونــم

ایــنــجـا خـنـدیــدن کــفــاره داره..:)



تمام عاشقانه ها را قبلی ها گفته اند..


بدون هیچ اصراری بفهم و برگرد..



نوشته شده در یکشنبه 13 بهمن1392ساعت 0:33 توسط مــورتــوضــ.|




سلام به همه

خیلی وقته نیومدم. ایشالا با یه برنامه ریزی به روز اول برمیگرده.





نوشته شده در یکشنبه 22 دی1392ساعت 2:26 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

 

آره.. مشکلیه؟؟

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 9 دی1392ساعت 19:52 توسط مــورتــوضــ.|

 

چقدر خوبه که وقتی حرف تو هست

تمومه حرف ها پیشش حقیره

تمام عاشقا امیدشون تو

تو باشون نباشی گوشه گیرن

چقد خوبه که وقتی حرف تو هست

آدم دوست داره عاشق شه بخنده

برقصه بغض کنه شاعر شه حتی

فراتر باشه از حد یه بنده

تو بیشتر از یه اسمی که خدا شه

چه خوبه کسی با تو مبتلا شه

 

هر جایی بدون تو نمیشه.. تو که باشی همه جا و همه چی شدنیه.. بجون اون چشمات قسم

نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1392ساعت 14:58 توسط مــورتــوضــ.|

 

از تو حکایت میکنه


درو دیوار این خونه


خونه غریب و خلوته


تو رو میگیره بهونه


خالی تراز یه بیشه ام


بی تو بی خاک و ریشه ام


بی تو مثل همیشه ام


یه دیوونه که میخونه


چشم انتظارم که بیای

از جاده های بی سوار

بیا که زلفای بهار

بی دست تو پریشونه


اون همه سوگند و قسم


پیچیده تو دالون ما


تموم حرفای تو رو


بارون و باد یادشونه


خالی تراز یه بیشه ام


بی تو بی خاک و ریشه ام


بی تو مثل همیشه ام


یه دیوونه که میخونه



نوشته شده در چهارشنبه 9 مرداد1392ساعت 13:39 توسط مــورتــوضــ.|




دلم گرفته آسمون

نمیتونم شکوه کنم

شکنجه میشم از خودم

نمیتونم گریه کنم

انگاری کوه غصه ها

رو سینه من اومده

آخ داره باورم میشه

خنده به ما نیومده

..
نمیدونم چی شده فیلم یاد هندوستون کرده!!!

نوشته شده در سه شنبه 13 فروردین1392ساعت 1:41 توسط مــورتــوضــ.|



دلت قرصه که من هستم

که دنیامو به تو بستم

که هر وقت مشکلی باشه

برای تو دم دستم

ولی من چی؟ کیو دارم

که مثل خود من باشه

که هر وقت عشقو کم دارم

مث معجزه پیداشه

.

.

تو که نیستی پریشونم دلم خونه

هراسونمو حیرونمو دیوونه





نوشته شده در چهارشنبه 20 دی1391ساعت 18:13 توسط مــورتــوضــ.|


.


وقتی که باز صدای آب

میپیچه توی کوچه ها

پر میشه از عطر گل ها

انگار تموم دنیا

میشکوفه غنچه گلی

در آرزوی زندگی

براش همین کافیه که

بهش بگن تو خوشگلی

نگاه گل به آسمون

یه دم کنارش ننشست

به بوته خار دم دست

دلشو یکنفس نبست

یه روز یکی دید گله رو

خواست بچینه تاج سرو

تیزی تیغارو که دید

عقلش بهش گفت که نرو

گله به خار گفت که چرا

نمیشی از من تو جدا

برو میخوام تنها باشم

تو خیلی زشتی بخدا

یه صبح سرد خیلی زود

بوته خار اونجا نبود

با همه ی عشقی که داشت

با دلی که شکسته بود

چشمای گل یه وقتی دید

که دستی اونو از شاخه چید

نگاه گل هر جا که گشت

بوته خاری رو ندید

*******

چی شد؟ چرا اینبار به سراب است؟؟

این همه خام و سست و خراب است؟؟




نوشته شده در شنبه 2 دی1391ساعت 22:55 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

من ترسو، تنها تو رو ترانه کردم

صدبار قسم خوردم برنگردم

ولی مگه میشه؟ نمیشه

تو خاکمی، واسه تو دائم اووضو ام تو نمازمی

واسه تو یه لامصب این پرپر زدن

ببین روزی رو که جنازمو واست آوردن

.

.

.

بنویس که چطور مردم منو پس زدن

من رفتم بالا دار اونا نشستن دست زدن

عشقی که جک میشه و بهش میخندن

بنویس که چطور منو با دست نشون میدادن

.

.

.

این سایه که به جای من داره مینویسه

بگو خط بزن اسممو از قصه

منو سایه مو سیگار پشت سیگار

شعر ینی سرفه خشک خودکار

این شب دست نمیکشه دست از سرم

اگه از شب نگم از سگ بدترم

من تیر آخرم از کمون آرش

بذار رها بشم ببین تا کجا میرم

من چشمامو گره میزنم به ماه

دیگه فک نمیکنم به راه و چاه

من مردنی ام و مردن رسممه

تو میمونی اما با حسرت نگاه

منو با کوتوله های اطرافت نسنج

از نقطه خشک این حرفام نرنج

که هیچ وقت منو نمیفهمم بسه

هر چی چشم تو چشم این دسته

دوختم و لب دوختم و سوختم بیصدا

سردرگم و غمگین و بیجواب

تو هم دست بکش ازین عشق رو به زوال

دیگه هیچ چیزی مهم نیس، بگی بخاب

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 18 آبان1391ساعت 16:19 توسط مــورتــوضــ.|



 خودش میدونه با کیم.




نوشته شده در سه شنبه 11 مهر1391ساعت 21:9 توسط مــورتــوضــ.|



منو به حال خودم بذار این مردو

منو تمام پلشتی این دردو

که خط تمام کرم های عالم دوستت دارم

که قد تمامی دوش ها میبارم

که درد میکشم قد پریودهای هفت روزت

که سر درد میکنم به سر دردهای مرموزت

نه بمان هنوز، .. تو رو خدا

که دوستت دارم کمتر از فردا

ببین این تخت خواب شکسته دائم استرس داره

ببین این چراغ خواب سوخته هم هنوز بیداره

ببین بنان چطور با صدی من بغض کرده

که اشک های سر شب تازه اول کاره

به مادرت بگو نفست چقدر غمگین است

که حبسیده در خود و رمز جان کندنش این است

که روبروی آب نشسته سراب میبیند

فقط شکنجه شکنجه عذاب میبیند

همیشه به اندازه یک یتیم خواب میدیدیم

من از نبود و تو از بود پدر ترسیدیم

میان داشته ها هر دو بی سپر بودیم

میان سکته و سرطان هر دو در به در بودیم

به جان تو بانو نخورده مست بیهوشم

تو فرض کن این درد تکیلاست که مینوشم

تو فرض کن این آخرین بیت شعر من باشد

که ضجه میزنم و مینویسم نسرینم


چقـــــــدر این جمله های رنگی به زندگیم شبیهه!

نوشته شده در سه شنبه 4 مهر1391ساعت 0:29 توسط مــورتــوضــ.|



نگفتمت نرو گلایل اين زمین به قدر يک کفن کفاف ریشه نمیدهد

نگفتمت که جز بوی چرک چاک سینه های خالی از قلب در فضا نمی دمد 

نگفتمت که این جماعت جریده با خط و رد وحشی نگاهت غریبه اند

نگفتمت که جای بوسه، آلتی کریح بر دهان سرخ آتشت می نهند


.... ... ...

 

نوشته شده در سه شنبه 16 خرداد1391ساعت 1:4 توسط مــورتــوضــ.|




نه دستات رفیق دستامو

نه شریک غم بودی

واسه حس کردن دردام، خیلی خیلی کم بودی

شهر بی عابر و خالی

شهر تنهایی من بود

لحظه به تو رسیدن، لحظه تموم شدن بود

مگه میشه از عروسک شعر عاشقونه ای ساخت

دلو داد به دست اونو تا آخرش موند و نباخت



نوشته شده در سه شنبه 2 خرداد1391ساعت 0:11 توسط مــورتــوضــ.|



عاشقت شدم چطور میتونم

تو رو از دلم برونم

با تو زنده ام تموم هستیم

تو رو از خودم میدونم

پای حرفم میمونم

واسه قلبت میخونم

تو این روزای بی تو بودن من

تو این صدای زخمی من

دل مـــــــــــــن

تک و تنها

میون ایــــــــــــن سیل غمهااااااااا

دلم آروم نداره

همش تو انتظاره

هر شب ب یاد عشقت

میشینه بی ستاره




نوشته شده در سه شنبه 5 اردیبهشت1391ساعت 23:57 توسط مــورتــوضــ.|



چرا آهنگ "Nari Nari" از "علیرضا روزگار" اینقد مشهور شده؟؟




نوشته شده در یکشنبه 20 فروردین1391ساعت 0:34 توسط مــورتــوضــ.|



فقط واسه ی لحظه

تو چشم من نگا کن

واسه آخرین بار

اسم منو صدا کن

دنیا رو من میریزم

ب پای عشق تو باز

این قده واسه من

نکن تو عشوه و ناز

از تو چشمات میتونم بخونم

عاشق تو میشه بمونم

ولی نمیدونم ک چرا

من همیشه خیس و گریونم

دونه دونه اشکام

میریزه رو گونه هام

اما تو باور نداری

وختی میخام باشی

این روزا کنارم

میری و تنهام میذاری

آروم آروم آب میشم

میریزم پات مثل شمع

از دلم خبر نداری

وختی با تو میمونم

از دلت میخونم

میری و تنهام میذاری



"خیلی سخته هیــــــــــچ راهی جلوت نباشه، ولی مجبور باشی حرکت کنی."




نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 14:56 توسط مــورتــوضــ.|




تو ک احساسی نداری

پای عشق من بذاری

حیف ک واسه اون غریبه

انگاری ک بیقراری

حیفه وختی تو رو میخام

تو واسه اون نگرونی

حیفه بی تفاوت از من

میگذری، یار نمیمونی

.

.

.

کاش بدونی ک دل من

این روزا چ حالی داره

کاش بدونی ک دل من

بی تو چ غمگین تنهاست

حیفه وختی تو رو میخام

تو واسه اون نگرونی

حیفه بی تفاوت از من

میگذری، یار نمیمونی

.

.

.

روز و شب فرقی نداره

درگیر این انتظارم

میدونم ک دست آخر

این منم ک کم میارم

.

.

.

کاش بدونی ک دل من

این روزا چ حالی داره

کاش بدونی ک دل من

بی تو چ غمگین تنهاست

حیفه وختی تو رو میخام

تو واسه اون نگرونی

حیفه بی تفاوت از من

میگذری، یار نمیمونی





نوشته شده در جمعه 26 اسفند1390ساعت 18:52 توسط مــورتــوضــ.|




نمیتونم ک بمونم

پای حرفات مهربونم

هر چی موندم ک عوض شی

اما آتیش زدی جونم

خیلی تنها و غریبم

پای عشقم بیگناهم

واسه ی تو ک میدونم

پیش چشمات نمیمونم

.

.

.

نمیتونم ک بمونم

تک و تنها نگرونم

دل تنهامو رها کن

پای حرفات نمیمونم

.

.

.

وقتی نیستی مهربونم

واسه چشمات نگرونم

اما اشکامو نگا کن

دیگه اینجا نمیمونم





نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1390ساعت 21:52 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

خیلی پستی...

.........

دوس دارم بمیرم

ولی با مردن هم چیزی درست نمیشه

کاش........................

نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 17:45 توسط مــورتــوضــ.|




اگه تو از پیشم بری سر ب بیابون می ذارم

هر چی گل شقایقه رو خاک مجنون می ذارم

اگه تو از پیشم بری زندگی خاکستریه

فرداش یکی خبر می ده دلت پیش دیگریه

اگه تو از پیشم بری شمعدونیا دق میکنن

شکایت چشم تو رو به مرغ عاشق میکنن

اگه بری پرستوها از زندگیشون سیر میشن

آهوا توی دام صیادای پیر اسیر می شن

اگه تو از پیشم بری پنجرمون بسته میشه

ی دل با صد تا آرزو از زندگی خسته میشه

اگه بری مجنون دیگه از من و تو نمیگذره

نرو بذار ببینمت باز از کنار پنجره

اگه تو از پشم بری تو ابرا غوغا میکنم

برای مردن گلا بهونه پیدا میکنم

اگه بری مردم منو ب هم دیگه نشون می دن

می پرسن از همدیگه ک چی راجع من شنیدن

اگه بری می گن دیدی این آخر و عاقبتش

اما تورو جوون خودت ک از همه عزیزتری

با یک نگاهت منو تا اوون ور دنیا می بری

اگه بری دنبال تو میام تا اوج آسمون

اون وقت می بینم همه رو پس تو نرو پیشم بمون

اگه بری ی وقت می بینی مــورتــوضــ. نداری

اون وقت باید دسته گل و رو خاک مــورتــوضــ. بذاری

اگه بری دعای من بازم می یاد پشت سرت

من ب فدای تو و عشق تو و فکر سفرت ... ... ... ... ...




نوشته شده در دوشنبه 1 اسفند1390ساعت 18:47 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

ازین سردرگمی خستم

بگو میمونی یا میری

بیا تکلیفو روشن کن

چرا بهونه میگیری

تموم کن طاقتم طاقه

ی حدی داره بیرحمی

بهت ساده میگم بسه

کجاشو تو نمیفهمی

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 22:48 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

روزی انسان از پروردگار پرسید:
خدایا اگر همه چیز در سرنوشت ما نوشته شده است پس آرزو کردن ما چ فایده ای دارد؟
پروردگار خندید و گفت: شاید من نوشته باشم هر چ آرزو کرد...

.

.

.

.

مرداب از رود پرسید: چگونه زلال شدی؟
رود گفت: من گذشتم...
تو نیز بگذر...
.
.
.
.
اگر امشب هم از حوالی دلم گذشتی آهسته رد شو. غم را با هزار بدبختی خابانده ام...
.
.
.
.
دقت کردين وقتی حقيقت رو می دونين،گوش دادن ب دروغای طرف مقابل چقدر لذت بخشه؟!!!
.
.
.
.
برای کسی ک میفهمه توضیحی لازم نیست. و برای کسی ک نمیفهمه هر توضیحی اضافه ست!!!
.
.
.
.
گاهی پروانه ها هم ب اشتباه عاشق می شوند، ب جای شمع دور چراغ های بی احساس خیابان می میرند!!!
.
.
.
.
نانوا هم جوش شیرین میزند، بیچاره فرهاد!!!
.
.
.
.
وقتی یک آدم رو ب اندازه ی یک دنیا واسه خودت بزرگ میکنی، کوچکترین اشتباهش، بزرگترین ضربه ی زندگی رو بت میزنه...
.
.
.
.
ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺍﻟﻜﻞ ﻧﻴﺴﺖ ﻛ ﺑﭙﺮﻩ!!! ﺧﺎﻃﺮﻩ، ﺧﺎﻃﺮﻩ ﺳﺖ، ﻣﯽ ﻣﻮﻧﻪ و سرویس میکنه آدمو...
.
.
.
.
آدما دو جور زندگی میکنن. یا غرورشونو زیر پاشون میذرانو با انسانها زندگی میکنن. یا انسانها رو زیر پاشون میذارنو با غرورشون زندگی میکنن.
.
.
.
.
سالهاســــت عبور کرده ام از خویش . .
یادم بخیــر !!!
.
.
.
.
وقتی تبر ب جنگل آمد درختان فریاد زدند و گفتن: نگاه کنید دسته اش از جنس ماست...
 
 
 
 
 
نوشته شده در جمعه 23 دی1390ساعت 19:48 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

 

ای دل تنهام

بسه چشم انتظاری

من موندمو شبهام

شبای بیقراری

چرا تنهام میذاری؟

چرا تنهام میذاری؟

باز اون چشات دوباره اومد ب یادم

باز اون نگات منو داده ب بادم

خدا برس ب دادم ای خدا برس ب دادم

.

.

.

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه 23 دی1390ساعت 19:48 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

برای چندمین بار

مــورتــوضــ. ب تو گفت

ک عشق تو توی دلش تمومی نداره

یادت هس ک روی دلم

ی زخمی بود

جز لبخند تو دیگه درمون نداره

با دیدن تو زخم دلم میشه سبز

دلم برای دیدنت داره میشه تنگ

چرا برنمیگردی عزیز دل من

از غصه ندیدنت دلم شده کمرنگ

رفتی و دلو گذاشتی تو اسیر ی نگا

دل توو آرزوی تپیدن دیگه برات

غرق نیاز و حسرت اشک ریختن برات

دیگه بسه عشق من از سفر بیا

بیا و زخم دل منو درمون کن

ببیین چ درد بزرگیه غربت نگات

بیا و بارونی شو ببار با ی نگات

 

 

نوشته شده در جمعه 23 دی1390ساعت 1:42 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

 

این شعر مال خدمه

 

XXXX

روح تو مریمه

چشم تو خوشگله

دست تو نسترن

خدت ؟؟؟؟؟

روح تو

دست تو

چشم تو

عشق من

همه وجود منه

XXXX

 

 

 

نوشته شده در جمعه 16 دی1390ساعت 23:51 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

 

ز شهرت عزم سفر دارم

ز کویت قصد گذر دارم

نفهمیدی مهربونی دل

ندونستی چشم تر دارم

دگر رفتم من ز شهر شما

ندیدم یک ذره مهر و وفا

تو بودی امید زندگیم

تو را میسپارم بدست خدا

خداحافظ ای تمام امیدم

ز بام عشقت نگر ک پریدم

تو قدر من رو نمیدونی

تو باشو عمری پشیمونی

خداحافظ ای تمام امیدم

هنوز از عشق تو دل نبریدم

تو قدر من رو نمیدونی

تو باشو عمری پشیمونی

*

ب پای تو گریه ها کردم

نمیدیدی غصه و دردم

مرا بار طعنه ها کردی

ب اشک سرخ و رخ زردم

ز دستت قلب من آزرده

رخم زرد و چهره افسرده

بریدم دل از تو و دل خد

دلی ک تاب مرا برده

 

 

 

(ب سلامتی ملخ

.

.

.

همین جوری الکی!)

نوشته شده در چهارشنبه 14 دی1390ساعت 23:23 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

 



با من کاری نداشته باش

بترس اذ گیر دادن ب کسی ک جذ خدا کسیو نداره

بترس اذ گیر دادن ب کسی ک فقط نسرینو دوس داره

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 30 آذر1390ساعت 22:5 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

 

دوسش دارم.

چرا کسی نمیفمه؟


 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 28 آذر1390ساعت 23:21 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

امام حسین بیشتر از آب، تشنه آزادی بود.

از اسلام دفاع نکرد.

آزادی مردم فقط با اسلام ممکن بود.

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1390ساعت 17:3 توسط مــورتــوضــ.|

 

 

منه عاشق

تو نگاهه تو اسیرم

تو نباشی

من ازین زندگی سیرم

ای فرشته ی

زمین برام دعا کن

خدای عاشقارو

برام صدا کن

*

تو همونی

ک تو خنده هام شریکی

توی درد و غصه هام

واسم طبیبی

تو همون رویای پاکی

ک توی شبهای من بود

تو ی قطره از خداییـــــــــــــــــــــــــ

*

*

تو از آسمون و اما

پا روی زمین میذاری

ی دل شب زده مونده

توی صبح بیقراری

تو واسم دنیای عشقی

تو تموم لحظه هامی

تازه میشه روح و جونم

وختی ک تو پا ب پامی

از خدا میخام همیشه

ک کنار تو بمونم

شمع من باش

پروانه میشم

تا کنار تو بسوزم

وختی چشمات گریه میکرد

آرزوم بود ک بمیرم

کاشکی بودم کنارت ای گل

تا ک دستاتو بگیرم

تو ی قطره از خداییـــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 3 آذر1390ساعت 0:12 توسط مــورتــوضــ.|


آخرين مطالب
» بــیــا
» پس از سال ها !!!
» جواب خواننده گستاخ
» مبتلا
» از تو حکایت میکنه
» فـــیـــــــل مـــــــــن
» تــو ایــن دنــیــا
» داســتــان گــل و خــار
» فــقــط تــو
» حــالــا چــی مــیــگــی؟
Design By : Pars Skin